ميرزا محمد على وفا زواره اى
148
تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )
نشاطى 101 اسمش عبّاس است . موطنش ، هزار جريب مازندران ، در شهر سارى به كسب علوم و كشف غير معلوم پرداخته . به « 1 » فنون رسميّه ، ربطى تمام و به لغات فارسيه و عربيّه كه محتاج اليه شاعرى است ، مهارتى ما لا كلام « 2 » به هم رسانيده . بيست سال از اين پيش در دار الخلافه ، ملاقاتش اتفاق افتاده ، در اين مدّت ، با كاتبش ، كمال الفت است . الحق در مراتب شاعرى ، قادر است و در مطلببندى ، ماهر . ولى به واسطهء فرط غرور و نخوتش كه مانع التزام خدمت استادان اين فنّ گرديده و احيانا اگر تصرّفى در تصحيح اشعارش كردهاند ، نپسنديده ، مقالاتش خالى از غلط نيست . به مقتضاى قابليتش ، شرفاندوز حضور معدلت دستور ، شهريار عدالت شعار ، فتحعلى شاه قاجار - خلّد اللّه ملكه - گرديده ، مدايحش مقبول طبع بلند دلپسند « 3 » خاطر آفتاب مانند ، آمده ، به لقب « خانى » سرافراز و به عنايت شاهانه ، از همگان ، ممتاز گرديده ، سالهاست كه از شعراى مقرّر آن حضرت آسمان رفعت و ملتزم خدمت مدحتسرايى آن دولت سرمدى عدّت « 4 » است . در اين سال خجسته فال كه موكب فيروزى كوكب خاقان گيتىستان ، شرفافزاى ساحات اصفهان جنّتنشان و شيراز ارم طراز گرديد ، مشار اليه ، نصرتوار ، ملتزم ركاب ظفر نساب شاهنشاهى بود و در اياب و ذهاب « 5 » ، شرفياب محضر مبارك بندگان شرايعبنيان ، قدوة الانام « 6 » - مد اللّه ظلال عناياته الى يوم القيام - گرديده ، به مقتضاى شرط ارادت و حصول رسم سعادت ، جنابش را به قصيده ، ستوده ، خود را مورد نوازشات و حصول جوايز و صلات نمود . حكايت
--> ( 1 ) - در ( 2 ) - ( نم : لا كلام ) ( 3 ) - طبع بلند و پسند ( 4 ) - عترت ( 5 ) - ذهاب و اياب ( 6 ) - قدوة الايام مقتدى الانام